فرج الله براتپور
-
-
در حاشیه نمایشگاه هوایی کیش؛
شب خاطره گویی خلبانان جنگ برگزار شد
شب خاطره گویی خلبانان جنگ و دفاع مقدس در حاشیه نمایشگاه هوایی کیش برگزار شد.
-
گفتگوی مهر با امیر خلبان محمدرضا زارعنژاد/۱
غربت خلبانهای افپنج در جنگ/چیزی بهنام ترس در وجود اردستانی نبود
خلبانهای افپنج، هم رادار بودند، هم نقشهخوانی میکردند. ما خودمان نقشه میخواندیم، خودمان را کلییر میکردیم و اگر موشک میآمد، باید با چشم میدیدیم.
-
چهارشنبه در فرهنگسرای رسانه؛
«آنشربت آب» رونمایی می شود/روایت های زندگی شهید داریوش ندیمی
مراسم رونمایی از کتاب «آنشربت آب؛ ۳۳ روایت از خلبان شهید داریوش ندیمی» نوشته صادق وفایی چهارشنبه ۱۷ مرداد همزمان با روز خبرنگار در فرهنگسرای رسانه برگزار میشود.
-
توسط نشر ۲۷ انجام شد؛
عرضه «آنشربت آب» در بازار نشر
کتاب «آنشربت آب؛ ۲۲ روایت از خلبان شهید داریوش ندیمی» نوشته صادق وفایی توسط نشر ۲۷ بعثت منتشر و راهی بازار نشر شد.
-
پرونده «منوچهر محققی؛ شبحسوار دلاور»/۱۵
خلعتبری را عید ۶۴ زدند انتقامش را عید ۶۷ گرفتم/خائنان اطلاعات را از بوشهر به عراقیها میرساندند
دیدم رادار میگوید «خورد زمین! خورد زمین!» من هم سریع برگشتم. با خودم گفتم این انتقام حسین خلعتبری بود. او را فروردین ۶۴ زدند من انتقامش را سال عید ۶۷ گرفتم.
-
پرونده «منوچهر محققی؛ شبحسوار دلاور»/۱۴
روایت پرواز وارونه روی سر دشمن و آرامش عجیب منوچهر محققی
در همانحال دیدم خدای من، منوچهر محققی هواپیما را اینورت (وارونه) کرده! و نزدیک است بخورد زمین. گفتم «وای رضا! منوچهر را زدند.» گفت چی؟ گفتم «اینورت بود!»
-
توسط انتشارات سوره مهر؛
«آدرخش و رقص فانتومها» در نمایشگاه کتاب طنین میاندازد
کتاب «آذرخش و رقص فانتومها» شامل خاطرات آزاده خلبان حسینعلی ذوالفقاری نوشته صادق وفایی توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده و در نمایشگاه کتاب تهران عرضه میشود.
-
توسط انتشارات روزنامه ایران؛
«بیگانه با ترس» وارد بازار نشر شد/تاریخ شفاهی خلبان محمود اسکندری
کتاب «بیگانه با ترس؛ هشتگفتوگو درباره خلبان محمود اسکندری» توسط انتشارات مؤسسه مطبوعاتی ایران منتشر و راهی بازار نشر شد.
-
گفتگوی مهر با امیر خلبان جعفر عمادی/۱
نیروی هوایی محموله دارو را که ضدانقلاب ضبط کرده بود نجات داد/نمیجنگیدیم کردستان را جدا میکردند
عوامل ضد انقلاب در دره قطور اینمحموله را گرفته بودند. نیروی زمینی میخواست قطار را نجات بدهد ولی صدمه خورد و شهید داد. از نیروی هوایی درخواست شد یکهواپیما بیاید قطار را نجات دهد.
-
معرفی عقابان آسمان ایران -۱۲/فرجالله براتپور
براتپور زندگی در آمریکا را نخواست/پدر صدام را درآوردیم!
در بحبوحه انقلاب زمانی که نیروی هوایی آمریکا از فرجالله براتپور خواست در اینکشور بماند و خدمت کند، اینخلبان ایرانی گفت هیچچیز حتی زندگی راحت و تامین در آمریکا را به کشورش ترجیح نمیدهد.
-
گفتگوی مهر با امیر خلبان محمد عتیقهچی/۳
روایت روزی که قهستانی از ماموریت برنگشت/سالهاست اسمی از ما نیست
قهستانی داشت برمیگشت و من داشتم به نقطه هدف میرسیدم. در رادیو گفت «ممد خیلی شلوغه! آتیش خیلی زیاده! مواظب باش!» بعد دیگر صدایش را نشنیدم.
-
پرونده «منوچهر محققی؛ شبحسوار دلاور»/۹
کاش مثل دوران اجکت نمیکردم/روایت مشهور شهادت علی اقبالی دروغ است
هرچه بود سرعت هواپیما شروع به کاهش کرد. حقیقتش به یاد شهید دوران، علاقهای نداشتم بپرم بیرون. در اینفاصله آقای عبیری است که دارد به من التماس میکند اجازه بده تو را بپرانم!
-
پرونده «منوچهر محققی؛ شبحسوار دلاور»/۸
امام زمانِ عراقیها را دیدم/ناچارشدیم گمرک وراهآهن خرمشهر رابزنیم
گفتم ناصر الان ترتیبش را میدهم. اینها را بستم به فشنگ. پایی را هم چپ و راست فشار میدادم که مستقیم نزند؛ درو کند. فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟ تا به موضع دشمن رسیدم مسلسل قفل کرد.
-
پرونده «منوچهر محققی؛ شبحسوار دلاور»/۷
خلبانهای فرانسوی با میراژ ما را زدند/ روایت کلاس آموزشی آیتالله خامنهای برای خلبانها
قفل و سپس شلیک کرد. زدند و هواپیمای ما ۳ هزار سوراخ پیدا کرد. کاناپی من هم پودر شد. سرعتمان در آنلحظه، ۴۰۰ متر بر ثانیه معادل یک و دو دهم ماخ بود. ناگهان داخل کابین مثل بخار شد.
-
پرونده «منوچهر محققی؛ شبحسوار دلاور»/۶
وقتی گفتند برنمیگردید دوران خندید و گفت مگر قرار است برگردیم؟/ نام محققی هفته دوم جنگ تیتر شد
بعد از بریف، جناب سرهنگ گفت ۹۵ درصد برنمیگردید. عباس خندهای کرد و گفت «مگر قرار است برگردیم؟» محمود اسکندری هم همینطور خندید.
-
پرونده «منوچهر محققی؛ شبحسوار دلاور»/۵
بدن خلبان را که لمس کردم مثل پازل ریخت/به بنیصدر گفتم عراقیها دارند میآیند ولی گفت نه جنگ نمیشود
هر دو خلبان هم بیحرکت توی کابین نشسته بودند. دستم را روی شانه خلبان گذاشتم که بگویم بلند شوید، دیدم مثل پازل ریخت. شهید عشقیپور بود و عباس اسلامینیا.
-
نگاهی به جلد دوم «ستارههای نبرد هوایی»/۵
شماره دو فریاد کشید: آتش گرفتید بپرید بیرون!/قصه دوخلبانی که در ماموریت بمباران کاخ صدام اسیر شدند
یکدقیقه مانده به هدف، ناگهان ضربهای به هواپیما خورد و انواع چراغهای خطر روشن شدند که مهمترینشان آتشگرفتن موتور بود. خلبان فانتوم شماره دو در رادیو فریاد زد: «آتش گرفتید! بپرید بیرون!»
-
نگاهی به جلد دوم «ستارههای نبرد هوایی»/۴
خلعتبری مهمانان نوروز را در خانه رها کرد و رفت شهید شد/فکوری گفت حتی اگر پای خلبانی شکسته پرواز کند
خسروینسب، سروان حسین خلعتبری را دید که درحالیکه مهمانانی برای نوروز در خانه داشت، به پست فرماندهی آمده بود و در مقابل این سوال که آنجا چه میکند، پاسخ داد اینکار مهمتر است!